واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Solaranlage

اسم · جمع: Solaranlagen · B1

سامانهٔ خورشیدی

در داستان‌ها

Der Strom für die Küche wurde von der Solaranlage auf dem Dach erzeugt.

برق آشپزخانه توسط سامانهٔ خورشیدی روی پشت‌بام تولید می‌شد.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفه‌جویی کردن · die Ware کالا · der Mitarbeiter کارمند؛ کارگر · der Preis قیمت · danach بعد از آن