واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

der Treffpunkt

اسم · جمع: Treffpunkte · B2

محل دیدار

در داستان‌ها

»Der vor zwei Jahren eröffnete Park ist zum Treffpunkt der ganzen Nachbarschaft geworden.

«پارکی که دو سال پیش افتتاح شد، به محل دیدارِ همهٔ همسایه‌ها تبدیل شده است.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

beleuchten روشن کردن، نور دادن · der Bewohner ساکن · eröffnen افتتاح کردن · erwachen بیدار شدن · frisch تازه · gelten als … به شمار رفتن · die Hauptstraße خیابان اصلی · langjährig قدیمی، چندساله · lauten بودن، چنین بودن (متن) · die Lokalzeitung روزنامهٔ محلی · die Miete اجاره · pflanzen کاشتن