واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Lokalzeitung

اسم · جمع: Lokalzeitungen · B2

روزنامهٔ محلی

در داستان‌ها

Tarik las an einem Sonntagmorgen die Lokalzeitung.

طارق یک صبح یکشنبه روزنامهٔ محلی را می‌خواند.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Umzug اسباب‌کشی · davon از آن · grau خاکستری · der Laden مغازه · alt پیر، مسن · der Bahnhof ایستگاه قطار · grün سبز · kaum تقریباً نه، به‌ندرت · laut بلند · schlecht بد · das Fenster پنجره · leben زندگی کردن