واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

langjährig

صفت · B2

قدیمی، چندساله

در داستان‌ها

Die stark gestiegenen Mieten zwingen viele langjährige Bewohner zum Umzug.

اجاره‌های به‌شدت بالارفته خیلی از ساکنان قدیمی را مجبور به اسباب‌کشی می‌کنند.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Bahnhof ایستگاه قطار · grün سبز · kaum تقریباً نه، به‌ندرت · laut بلند · schlecht بد · das Fenster پنجره · leben زندگی کردن · der Mensch انسان، آدم · neben کنارِ · schauen نگاه کردن · sich setzen نشستن · eigen خودِ، مالِ خود