trocken
خشک
در داستانها
Der Boden war trocken, weil es seit Wochen nicht geregnet hatte.
خاک خشک بود، چون هفتهها بود که باران نباریده بود.
واژههای مرتبط
heizen گرم کردن (خانه) · die Hitze گرما · der Hofladen فروشگاه مزرعه · das Holz چوب · der Juli ژوئیه · das Klima اقلیم، آبوهوا · die Kuh گاو · der Lieferwagen ون، خودروی حمل بار · melken دوشیدن · nass خیس؛ بارانی · ökologisch ارگانیک، زیستسازگار · packen بستهبندی کردن، گذاشتن