der Verbandwechsel
تعویض پانسمان
در داستانها
Elif erzählte beim Verbandwechsel von ihrer Ausbildung.
الیف هنگام تعویض پانسمان از دورهٔ آموزشیاش تعریف کرد.
واژههای مرتبط
die Station بخش (بیمارستان) · die Theorie تئوری · um … zu تا، برای اینکه (یک فاعل) · der Verband پانسمان · wechseln عوض کردن · wozu برای چه · zuwerfen پرت کردن به طرف کسی · die Ausbildung دورهٔ آموزشی، کارآموزی · ausfüllen پر کردن (فرم) · einpacken بستهبندی کردن · kontrollieren کنترل کردن · der Kopfhörer هدفون