واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Verbandwechsel

اسم · جمع: Verbandwechsel · B1

تعویض پانسمان

در داستان‌ها

Elif erzählte beim Verbandwechsel von ihrer Ausbildung.

الیف هنگام تعویض پانسمان از دورهٔ آموزشی‌اش تعریف کرد.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Station بخش (بیمارستان) · die Theorie تئوری · um … zu تا، برای اینکه (یک فاعل) · der Verband پانسمان · wechseln عوض کردن · wozu برای چه · zuwerfen پرت کردن به طرف کسی · die Ausbildung دورهٔ آموزشی، کارآموزی · ausfüllen پر کردن (فرم) · einpacken بسته‌بندی کردن · kontrollieren کنترل کردن · der Kopfhörer هدفون