der Verband
پانسمان
در داستانها
»Ich messe nicht nur den Blutdruck«, sagte Elif, »sondern ich wechsle auch den Verband.«
«من نه فقط فشار خون را اندازه میگیرم»، الیف گفت، «بلکه من پانسمان را هم عوض میکنم.»
واژههای مرتبط
der Mensch انسان، آدم · trotzdem با این حال · die Leute مردم · aufs به (auf + das) · mitbringen با خود آوردن · das Wartezimmer اتاق انتظار · das Buch کتاب · zahlen پرداختن · der Apfel سیب · schwer سنگین · die Treppe پله؛ پلهها · aussehen به نظر رسیدن