das Wartezimmer
اتاق انتظار
در داستانها
Im Wartezimmer muss Lukas lange warten.
در اتاق انتظار لوکاس باید مدت زیادی منتظر بماند.
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.
واژههای مرتبط
wollen خواستن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته · nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز · abhaken تیک زدن · der Arbeitsunfall حادثهٔ کاری · aufladen شارژ کردن · der Aufzug آسانسور