zahlen
zahlt, zahlte, hat gezahlt
پرداختن
در داستانها
»Kann ich mit Karte zahlen?«, fragt er.
«میتوانم با کارت پرداخت کنم؟»، او میپرسد.
»Hier kann man nur bar zahlen.«
«اینجا فقط نقدی میشود پرداخت کرد.»
Sie sollte 189 Euro für eine Kaffeemaschine zahlen, die sie längst zurückgeschickt hatte.
او باید ۱۸۹ یورو برای قهوهسازی میپرداخت که او مدتها پیش پس فرستاده بود.
»Der Arbeitsunfall muss gemeldet werden, damit die Krankenkasse zahlt.«
«حادثهٔ کاری باید گزارش شود، تا بیمهٔ درمانی پرداخت کند.»
واژههای مرتبط
von از · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · die Frau خانم؛ زن