واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

zahlen

فعل · A1

zahlt, zahlte, hat gezahlt

پرداختن

در داستان‌ها

»Kann ich mit Karte zahlen?«, fragt er.

«می‌توانم با کارت پرداخت کنم؟»، او می‌پرسد.

Im Café (سطح A1)

»Hier kann man nur bar zahlen.«

«اینجا فقط نقدی می‌شود پرداخت کرد.»

Im Café (سطح A1)

Sie sollte 189 Euro für eine Kaffeemaschine zahlen, die sie längst zurückgeschickt hatte.

او باید ۱۸۹ یورو برای قهوه‌سازی می‌پرداخت که او مدت‌ها پیش پس فرستاده بود.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

»Der Arbeitsunfall muss gemeldet werden, damit die Krankenkasse zahlt.«

«حادثهٔ کاری باید گزارش شود، تا بیمهٔ درمانی پرداخت کند.»

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

von از · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · die Frau خانم؛ زن