واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Kopfhörer

اسم · جمع: Kopfhörer · B1

هدفون

در داستان‌ها

Sie brachte Obst, Kopfhörer und das Ladekabel.

او میوه، هدفون و کابل شارژ آورد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

Er wollte die Kopfhörer, um im Zimmer Musik zu hören, ohne den Nachbarn zu stören.

او هدفون را می‌خواست، تا در اتاق موسیقی گوش کند، بدون اینکه همسایه را اذیت کند.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

Jonas nahm zuerst die Kopfhörer, dann das Obst.

یوناس اول هدفون را برداشت، بعد میوه را.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

Er schlief, mit den Kopfhörern auf den Ohren, um den Nachbarn nicht zu hören, der laut schnarchte.

او خوابیده بود، با هدفون روی گوش‌ها، تا همسایه را نشنود، که بلند خرخر می‌کرد.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Umzugsfirma شرکت اسباب‌کشی · der Verband پانسمان · der Verbandwechsel تعویض پانسمان · versuchen سعی کردن · wechseln عوض کردن · wozu برای چه · zuwerfen پرت کردن به طرف کسی · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · angst haben ترسیدن (vor) · die Ausbildung دورهٔ آموزشی، کارآموزی · ausfüllen پر کردن (فرم) · das Auto ماشین