die Umzugsfirma
شرکت اسبابکشی
در داستانها
Jonas arbeitete bei einer Umzugsfirma.
یوناس در یک شرکت اسبابکشی کار میکرد.
واژههای مرتبط
die Pflegefachkraft پرستار حرفهای · blass رنگپریده · lassen گذاشتن، واداشتن · das Obst میوه · andere دیگر · nächste بعدی · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · bringen آوردن · genau دقیق؛ دقیقاً · nicken سر تکان دادن