der Wortschatz
دایرهٔ واژگان
در داستانها
Danach sagte die Chefin: »Ihre Sprachkenntnisse sind gut, und Ihr Wortschatz ist groß.«
بعد از آن رئیس گفت: «دانش زبانی شما خوب است، و دایرهٔ واژگانتان بزرگ است.»
واژههای مرتبط
die Mutter مادر · lange مدت زیادی · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر