واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Zeitpunkt

اسم · جمع: Zeitpunkte · B1

زمان، لحظه

در داستان‌ها

Die Gurken waren gerade reif, deswegen war der Zeitpunkt gut.

خیارها تازه رسیده بودند، به همین دلیل زمانش مناسب بود.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن