der Zeitpunkt
زمان، لحظه
در داستانها
Die Gurken waren gerade reif, deswegen war der Zeitpunkt gut.
خیارها تازه رسیده بودند، به همین دلیل زمانش مناسب بود.
واژههای مرتبط
nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن