zurückfahren
fährt zurück, fuhr zurück, ist zurückgefahren
برگشتن (با وسیله)
در داستانها
Am Sonntagabend fuhr Selin zurück.
یکشنبه شب سلین برگشت.
واژههای مرتبط
die Stunde ساعت · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · hier اینجا · wenn اگر، وقتی که · zusammen با هم · bekommen دریافت کردن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · wissen دانستن · liegen قرار داشتن، بودن · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن