bar
نقد
در داستانها
»Hier kann man nur bar zahlen.«
«اینجا فقط نقدی میشود پرداخت کرد.»
Er bezahlte bar und ging nach Hause.
او نقد پرداخت و به خانه رفت.
واژههای مرتبط
der Verlust گم شدن، از دست دادن · verursachen به بار آوردن، باعث شدن · zerschneiden قیچی کردن، بریدن · zusätzlich علاوه بر آن · ablehnen رد کردن · die Adresse آدرس · aufräumen مرتب کردن · das Auto ماشین · die Beraterin مشاور (زن) · informieren اطلاع دادن · innerhalb در طیِ، داخلِ (+ Genitiv) · die Jacke کاپشن