واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

dankbar

صفت · B2

سپاسگزار

در داستان‌ها

Ich bin dankbar, so vielen hilfsbereiten Menschen begegnet zu sein.

من سپاسگزارم که با این‌همه آدمِ مهربان و یاری‌گر آشنا شده‌ام.

Ein Jahr später (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

lächeln لبخند زدن؛ لبخند · bekommen دریافت کردن · doch که (تأکید) · anrufen زنگ زدن · der Herr آقا · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که