deutsch
آلمانی
در داستانها
Manchmal fehlte ihr ein Wort in der Muttersprache, und das deutsche Wort kam zuerst.
گاهی یک کلمه در زبان مادری یادش نمیآمد، و کلمهٔ آلمانی اول میآمد.
واژههای مرتبط
telefonieren تلفنی حرف زدن · vom از (von + dem) · endlich بالاخره، سرانجام · der Kollege همکار · nachdenken فکر کردن · wann کی · dauern طول کشیدن · sprechen صحبت کردن؛ حرف زدن (von) · bis تا؛ تا وقتی که · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · über دربارهٔ، از