واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

das Dorf

اسم · جمع: Dörfer · A2

روستا

در داستان‌ها

Das Bild zeigt ein Dorf im Iran.

تابلو روستایی در ایران را نشان می‌دهد.

Wo ist Zafran? (سطح A2)

»Es ist fast so ruhig wie das Dorf auf meinem Bild.«

«اینجا تقریباً به آرامی روستای توی تابلوی من است.»

Papa in Köln (سطح A2)

»Schau mal, da unten ist unser Dorf!«, rief Ilka.

«ببین، آن پایین روستای ماست!»، ایلکا فریاد زد.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

wirklich واقعاً · besuchen به دیدن رفتن · grün سبز · hängen آویزان بودن · die Katze گربه · natürlich البته، طبیعتاً · oben بالا · die Pause زنگ تفریح، استراحت · die Schwester خواهر · das Sofa مبل · der Vater پدر · ein bisschen کمی، یک ذره