das Sofa
مبل
در داستانها
Da steht ein Sofa.
آنجا یک مبل هست.
Das Sofa ist grün.
مبل سبز است.
»Das Sofa ist sehr bequem!«
«مبل خیلی راحت است!»
Mina legt einen Teppich vor das Sofa.
مینا یک فرش جلوی مبل پهن میکند.
Die Katze ist nicht unter dem Tisch und nicht hinter dem Sofa.
گربه نه زیر میز است و نه پشت مبل.
Am Abend sitzen die zwei Freundinnen auf dem grünen Sofa.
شب دو دوست روی مبل سبز مینشینند.
واژههای مرتبط
damit تا اینکه، برای اینکه · hinter پشتِ · putzen تمیز کردن · sonst همیشه، در غیر این صورت · stimmen درست بودن · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · der Zug قطار · zur به (zu + der) · der Bahnhof ایستگاه قطار · der Boden زمین، کف؛ خاک · denn چون، زیرا