واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

dorthin

قید · B2

به همان‌جا

در داستان‌ها

Frau Kestner legte beides zurück in den grauen Karton, dorthin, wo die Dinge liegen, die niemandem mehr gehören und trotzdem gebraucht werden.

خانم کستنر هر دو را دوباره در جعبهٔ خاکستری گذاشت، همان‌جا، که چیزهایی آنجا هستند، که دیگر به هیچ‌کس تعلق ندارند و با این حال لازم‌اند.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

ernst جدی · falsch اشتباه، نادرست · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · ohnehin به هر حال، در هر صورت · der Regenschirm چتر · die Reise سفر · sich bedanken تشکر کردن · der Umschlag پاکت · abgeben تحویل دادن · das Buch کتاب · darin داخل آن · genug به اندازهٔ کافی