واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

einzig

صفت · B2

یگانه، تنها

در داستان‌ها

Darin steckte dasselbe Foto, zurückgegeben ohne jede Erklärung, und ein Zettel mit einem einzigen Satz: »Ich weiß jetzt, was es war.«

درون آن همان عکس بود، بازگردانده شده بدون هیچ توضیحی، و یادداشتی با یک جملهٔ واحد: «حالا من می‌دانم، آن چه بود».

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

die Straße خیابان · die Tasche کیف؛ جیب · laufen راه رفتن، دویدن · trotzdem با این حال · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · über دربارهٔ، از · wo کجا · jung جوان · kurz کوتاه · die Leute مردم · der Morgen صبح · ohne بدونِ؛ بدون