der Feierabend
پایان کار روزانه
در داستانها
An einem Novemberabend, kurz vor Feierabend, stand ein junger Mann vor ihr, der nichts beschreiben konnte.
یک شب نوامبری، کمی پیش از پایان کار، مرد جوانی جلوی او ایستاد، که چیزی را توصیف نمیتوانست.
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · sehen دیدن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · die Woche هفته