die Freiwillige
داوطلب
در داستانها
Im Mai meldete sich Selin als Freiwillige auf dem Ökohof Lindenbach.
در ماه مه سلین بهعنوان داوطلب در مزرعهٔ ارگانیک لیندنباخ ثبتنام کرد.
واژههای مرتبط
gießen آبیاری کردن · gleich همان · herstellen تولید کردن، ساختن · der Hof مزرعه، حیاط · die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفهجویی کردن