das Fundbüro
دفتر اشیاء گمشده
در داستانها
Wer lange genug in einem Fundbüro arbeitet, hört irgendwann auf, sich über die Menschen zu wundern.
هر کس که به اندازهٔ کافی طولانی در یک دفتر اشیاء گمشده کار کند، دیر یا زود از تعجب کردن دربارهٔ آدمها دست برمیدارد.
واژههای مرتبط
tatsächlich واقعاً · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · beschreiben توصیف کردن · ernst جدی · falsch اشتباه، نادرست · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · ohnehin به هر حال، در هر صورت · der Regenschirm چتر · die Reise سفر · sich bedanken تشکر کردن · der Umschlag پاکت · abgeben تحویل دادن