واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

gar nichts

اصطلاح · A2

اصلاً هیچ چیز

در داستان‌ها

»Ich habe gar nichts gemacht.

«من اصلاً هیچ کاری نکردم.

Samiras Wochenende (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

die Bohne لوبیا · der Eintopf خورش، غذای یک‌قابلمه‌ای · der Film فیلم · die Hausaufgabe تکلیف، مشق · noch nie هرگز، تا حالا هیچ‌وقت · die Petersilie جعفری · so etwas چنین چیزی · überlegen فکر کردن، سنجیدن · unordentlich نامرتب · der Deutschkurs کلاس آلمانی · die Eltern پدر و مادر · die Pizza پیتزا