gegenüber
روبهروی
در داستانها
Am Donnerstag saß er einer Beraterin gegenüber.
پنجشنبه او روبهروی یک مشاور نشسته بود.
واژههای مرتبط
danach بعد از آن · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · davon از آن · sonst همیشه، در غیر این صورت · vorher قبلاً، از قبل · die Stadt شهر · prüfen بررسی کردن · einfach همینطوری، بهسادگی؛ فقط · die Firma شرکت · erklären توضیح دادن · als بهعنوانِ؛ وقتی که · passen مناسب بودن، خوردن به