das Geräusch
صدا، سر و صدا
در داستانها
Die Tür öffnete sich ohne ein Geräusch.
در بدون هیچ صدایی باز شد.
واژههای مرتبط
ander دیگر · der Montagmorgen صبح دوشنبه · sich fragen از خود پرسیدن · die Sonne خورشید، آفتاب · passen مناسب بودن، خوردن به · der Schlüssel کلید · stecken گذاشتن، فرو کردن؛ پنهان بودن، بودن (پشت چیزی) · zur به (zu + der) · der Boden زمین، کف؛ خاک · gehören متعلق بودن به · langsam آهسته، آرام · der Brief نامه