واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

hinaus

قید · B2

بیرون

در داستان‌ها

»Es sei denn, ihr tragt mich hinaus.«

«مگر اینکه شما مرا روی دست بیرون ببرید.»

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

die Wohnung آپارتمان، خانه · zusammen با هم · doch که (تأکید) · klein کوچک · lange مدت زیادی · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · neu جدید · sehen دیدن · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور