hinaus
بیرون
در داستانها
»Es sei denn, ihr tragt mich hinaus.«
«مگر اینکه شما مرا روی دست بیرون ببرید.»
واژههای مرتبط
die Wohnung آپارتمان، خانه · zusammen با هم · doch که (تأکید) · klein کوچک · lange مدت زیادی · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · neu جدید · sehen دیدن · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور