leidtun
tut leid, tat leid, hat leidgetan
متأسف بودن
در داستانها
»Es tut mir leid, das ist unser Fehler«, sagte er.
«متأسفم، این اشتباه ما است»، او گفت.
واژههای مرتبط
abgeben تحویل دادن · darin داخل آن · diesmal این بار · funktionieren کار کردن (دستگاه)؛ جواب دادن، کار کردن · der Mitarbeiter کارمند؛ کارگر · richtig درست؛ واقعاً · die Sache ماجرا، موضوع · der Ton نت، صدا؛ لحن · der Karton جعبهٔ مقوایی، کارتن · nächste بعدی · sondern بلکه · bringen آوردن