واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

na klar

اصطلاح · B2

معلوم است، البته

در داستان‌ها

»Na klar komme ich mit.

«معلوم است که می‌آیم.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · sagen گفتن · sein بودن · und و · atmen نفس کشیدن · die Aussicht منظره · der Berg کوه