واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

die Nachbarwohnung

اسم · جمع: Nachbarwohnungen · A2

آپارتمان همسایه

در داستان‌ها

Die Nachbarwohnung war seit drei Wochen leer.

آپارتمان همسایه از سه هفته پیش خالی بود.

Der Schlüssel (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

passen مناسب بودن، خوردن به · der Schlüssel کلید · stecken گذاشتن، فرو کردن؛ پنهان بودن، بودن (پشت چیزی) · zur به (zu + der) · der Boden زمین، کف؛ خاک · gehören متعلق بودن به · langsam آهسته، آرام · der Brief نامه · der Name نام · denken فکر کردن · ohne بدونِ؛ بدون · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن