die Nachbarwohnung
آپارتمان همسایه
در داستانها
Die Nachbarwohnung war seit drei Wochen leer.
آپارتمان همسایه از سه هفته پیش خالی بود.
واژههای مرتبط
passen مناسب بودن، خوردن به · der Schlüssel کلید · stecken گذاشتن، فرو کردن؛ پنهان بودن، بودن (پشت چیزی) · zur به (zu + der) · der Boden زمین، کف؛ خاک · gehören متعلق بودن به · langsam آهسته، آرام · der Brief نامه · der Name نام · denken فکر کردن · ohne بدونِ؛ بدون · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن