واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Notruf

اسم · جمع: Notrufe · B1

شمارهٔ اورژانس، تماس اضطراری

در داستان‌ها

Ali legte den Schrank ab und rief den Notruf an.

علی کمد را زمین گذاشت و به اورژانس زنگ زد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

später بعد · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · anrufen زنگ زدن · der Mann شوهر؛ مرد · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · arbeiten کار کردن · sehen دیدن · ganz تمام، کامل