ungestört
بیمزاحمت
در داستانها
Es gab ein Labor, in dem Salben hergestellt wurden, und einen Raum, wo Kunden ungestört beraten werden konnten.
یک آزمایشگاه بود که در آن پماد ساخته میشد، و اتاقی که مشتریها بیمزاحمت میتوانستند مشاوره بگیرند.
واژههای مرتبط
nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · an در، به · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · aber اما · in در · haben داشتن