zitieren
zitiert, zitierte, hat zitiert
نقل قول کردن
در داستانها
»Die zitierte Rentnerin bin ich«, sagte sie und lachte.
«آن زن بازنشستهای که از او نقل قول شده، من هستم»، او گفت و خندید.
واژههای مرتبط
erkennen تشخیص دادن، شناختن · tatsächlich واقعاً · unten پایین · der Baum درخت · die Blume گل · gießen آبیاری کردن · die Nachbarschaft همسایگی · nett مهربان، خوب · ob آیا، که آیا · die Seite صفحه؛ طرف · sich fragen از خود پرسیدن · das Viertel محله