واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

zitieren

فعل · B2

zitiert, zitierte, hat zitiert

نقل قول کردن

در داستان‌ها

»Die zitierte Rentnerin bin ich«, sagte sie und lachte.

«آن زن بازنشسته‌ای که از او نقل قول شده، من هستم»، او گفت و خندید.

Ein Viertel im Wandel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

erkennen تشخیص دادن، شناختن · tatsächlich واقعاً · unten پایین · der Baum درخت · die Blume گل · gießen آبیاری کردن · die Nachbarschaft همسایگی · nett مهربان، خوب · ob آیا، که آیا · die Seite صفحه؛ طرف · sich fragen از خود پرسیدن · das Viertel محله