die Seite
صفحه؛ طرف
در داستانها
Sie zeigte ihm eine Seite der Polizei, auf der solche Anzeigen genau beschrieben waren.
او صفحهای از پلیس را به او نشان داد که در آن چنین آگهیهایی دقیق توضیح داده شده بود.
Auf der dritten Seite fand er einen Artikel über sein Viertel.
در صفحهٔ سوم او مقالهای دربارهٔ محلهاش پیدا کرد.
واژههای مرتبط
suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · wohnen زندگی کردن · das Zimmer اتاق · antworten جواب دادن · denken فکر کردن · der Nachmittag بعدازظهر · schön زیبا، قشنگ · über دربارهٔ، از · bleiben ماندن · jung جوان · kennen شناختن · der Morgen صبح