واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

zu Fuß

اصطلاح · B1

پیاده

در داستان‌ها

Farah lief die zwei Kilometer zu Fuß.

فرح دو کیلومتر را پیاده رفت.

Der Tag der Prüfung (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Kaffee قهوه · laufen راه رفتن، دویدن · die Minute دقیقه · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · lernen یاد گرفتن، آموختن · später بعد · trinken نوشیدن · die Tür در · die Uhr ساعت · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت)