واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

zufrieden

صفت · B2

راضی

در داستان‌ها

Und eigentlich war er mit diesem Leben ganz zufrieden.

و راستش او از همین زندگی کاملاً راضی بود.

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)

»Dank meines Berufs weiß ich eben, wie man schreibt«, sagte er zufrieden zu seiner Frau.

«به لطف شغلم خب می‌دانم چطور باید نوشت»، او با رضایت به همسرش گفت.

Der Beschwerdebrief (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما