das Auslandssemester
ترم تحصیلی در خارج
در داستانها
Seitdem sie ein Auslandssemester in Istanbul gemacht hatte, sprach sie Englisch flüssig.
از وقتی که او یک ترم خارج از کشور در استانبول گذرانده بود، انگلیسی را روان حرف میزد.
واژههای مرتبط
aufschreiben نوشتن، یادداشت کردن · erleichtert آسوده · die Heimat وطن · lang به مدت · perfekt بینقص · richtig درست؛ واقعاً · der Satz جمله · besser بهتر · danach بعد از آن · davon از آن · erst تازه · manchmal گاهی