auswendig
از حفظ
در داستانها
Sie wusste alles auswendig.
او همه چیز را از حفظ میدانست.
واژههای مرتبط
damals آن زمان · deshalb برای همین · der Dezember دسامبر · der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بینقص · selten بهندرت · anders متفاوت · besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · sondern بلکه · gerade الان؛ تازه