der Beleg
رسید، مدرک
در داستانها
Sie suchte ihren Beleg, den sie ausgedruckt hatte, und rief den Kundenservice an.
او رسیدش را، که آن را چاپ کرده بود، جستوجو کرد و به خدمات مشتریان زنگ زد.
Im Anhang sende ich Ihnen einen Beleg, den mir die Post gegeben hat.
در پیوست من رسیدی برایتان میفرستم که پست به من داده است.
واژههای مرتبط
liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · wollen خواستن · sehen دیدن · von از · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · die Woche هفته · die Frau خانم؛ زن · der Tag روز