واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

benutzen

فعل · B1

benutzt, benutzte, hat benutzt

استفاده کردن

در داستان‌ها

»Aber einen Gutschein, den sie mir geschickt haben, benutze ich nicht online, sondern in einem Laden, den ich sehen kann.«

«اما کوپنی را که آنها برایم فرستاده‌اند، من نه آنلاین، بلکه در مغازه‌ای استفاده می‌کنم که من می‌توانم ببینم.»

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · wollen خواستن · sehen دیدن · von از · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · die Woche هفته · die Frau خانم؛ زن · der Tag روز · können توانستن