bestimmt
حتماً، مطمئناً
در داستانها
Frau Lorenz, Sie erinnern sich bestimmt, mir mein erstes Behördendeutsch übersetzt zu haben.«
خانم لورنتس، شما حتماً یادتان هست، که اولین متنهای اداریام را برایم ترجمه کردهاید.»
واژههای مرتبط
allein تنها · der Mensch انسان، آدم · der Monat ماه · morgen فردا · früher قدیمها، سابقاً · sprechen صحبت کردن؛ حرف زدن (von) · werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · helfen کمک کردن · jung جوان · kurz کوتاه · ohne بدونِ؛ بدون