der Deckel
درپوش، درِ رویی
در داستانها
Das Klavier stand am Fenster, und auf dem Deckel lagen Fotos von einem jungen Mädchen.
پیانو کنار پنجره قرار داشت، و روی درپوش عکسهایی از دختری جوان افتاده بود.
واژههای مرتبط
aber اما · in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · bereit آماده · einzeln تک، منفرد · das Instrument ساز · das Klavier پیانو · meist بیشترِ