واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

einzeln

صفت · B1

تک، منفرد

در داستان‌ها

Auf der Treppe hörte er hinter der Tür einen einzelnen Ton, vorsichtig und klar.

روی پله‌ها او پشت در یک نتِ تنها شنید، محتاط و روشن.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · bereit آماده · der Deckel درپوش، درِ رویی · das Instrument ساز · das Klavier پیانو · meist بیشترِ · still آرام، ساکت · versprechen قول دادن · viert چهارم