واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

versprechen

فعل · B1

verspricht, versprach, hat versprochen

قول دادن

در داستان‌ها

Herr Adler versprach es.

آقای آدلر آن را قول داد.

Der Klavierstimmer (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

obwohl با اینکه، اگرچه · der Ton نت، صدا؛ لحن · damit تا اینکه، برای اینکه · sonst همیشه، در غیر این صورت · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · einmal یک بار · die Stadt شهر · die Leute مردم · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · klar روشن، واضح · vorsichtig محتاط، با احتیاط · weinen گریه کردن