die Einladung
دعوت، دعوتنامه
در داستانها
Ein Jahr nach ihrer Anerkennung bekam Farah eine Einladung.
یک سال بعد از به رسمیت شناخته شدن مدرکش فرح یک دعوتنامه دریافت کرد.
Doch sie war froh, die Einladung angenommen zu haben.
اما او خوشحال بود که دعوت را پذیرفته است.
واژههای مرتبط
im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما · in در · haben داشتن · sein بودن · und و · begegnen برخوردن به، آشنا شدن با · bestimmt حتماً، مطمئناً · dankbar سپاسگزار · das Deutschlernen یادگیری آلمانی