das Erlebnis
تجربه، رویداد
در داستانها
Das erste Vorstellungsgespräch auf Deutsch war ein Erlebnis.
اولین مصاحبهٔ کاری به آلمانی یک تجربه بود.
واژههای مرتبط
besser بهتر · danach بعد از آن · davon از آن · erst تازه · manchmal گاهی · leben زندگی کردن · eigen خودِ، مالِ خود · einfach همینطوری، بهسادگی؛ فقط · die Firma شرکت · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · als بهعنوانِ؛ وقتی که