واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Fremdsprache

اسم · جمع: Fremdsprachen · B1

زبان خارجی

در داستان‌ها

In der Schule lernte sie ihre erste Fremdsprache: Englisch, aber ohne viel Gelegenheit zu sprechen.

در مدرسه او اولین زبان خارجی‌اش را یاد گرفت: انگلیسی، اما بدون فرصت زیادی برای حرف زدن.

Meine Sprachen (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Firma شرکت · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · die Lehrerin معلم (زن) · nervös عصبی · das Zuhause خانه، سرپناه؛ وطن · der Markt بازار · wenig کم · das Wort کلمه · beginnen شروع شدن · das Ende پایان