die Fremdsprache
زبان خارجی
در داستانها
In der Schule lernte sie ihre erste Fremdsprache: Englisch, aber ohne viel Gelegenheit zu sprechen.
در مدرسه او اولین زبان خارجیاش را یاد گرفت: انگلیسی، اما بدون فرصت زیادی برای حرف زدن.
واژههای مرتبط
die Firma شرکت · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · als بهعنوانِ؛ وقتی که · die Lehrerin معلم (زن) · nervös عصبی · das Zuhause خانه، سرپناه؛ وطن · der Markt بازار · wenig کم · das Wort کلمه · beginnen شروع شدن · das Ende پایان