واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

die Jackentasche

اسم · جمع: Jackentaschen · A2

جیب کت

در داستان‌ها

Lena steckte den Schlüssel in ihre Jackentasche und ging zur Arbeit.

لنا کلید را در جیب کتش گذاشت و سر کار رفت.

Der Schlüssel (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

die Sonne خورشید، آفتاب · passen مناسب بودن، خوردن به · der Schlüssel کلید · stecken گذاشتن، فرو کردن؛ پنهان بودن، بودن (پشت چیزی) · zur به (zu + der) · der Boden زمین، کف؛ خاک · gehören متعلق بودن به · langsam آهسته، آرام · der Brief نامه · der Name نام · denken فکر کردن · ohne بدونِ؛ بدون