die Jahreszeit
فصل
در داستانها
Heute gab es alles zu jeder Jahreszeit im Supermarkt.
امروز همه چیز در هر فصلی در سوپرمارکت بود.
واژههای مرتبط
gerade الان؛ تازه · eigen خودِ، مالِ خود · früher قدیمها، سابقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · die Leute مردم · als بهعنوانِ؛ وقتی که · die Banane موز · die Gurke خیار · unter در طولِ؛ زیرِ · das Fleisch گوشت