واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Jahreszeit

اسم · جمع: Jahreszeiten · B1

فصل

در داستان‌ها

Heute gab es alles zu jeder Jahreszeit im Supermarkt.

امروز همه چیز در هر فصلی در سوپرمارکت بود.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

gerade الان؛ تازه · eigen خودِ، مالِ خود · früher قدیم‌ها، سابقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · die Leute مردم · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · die Banane موز · die Gurke خیار · unter در طولِ؛ زیرِ · das Fleisch گوشت